
«در انتظار گودو» روی یخ و برف، بدون کلام. در مقابل منظرهای بیروح و خشک زمستانی، شخصی نزدیک میشود: مردی است که سورتمهای کوچک را میکشد و مرد دیگری روی آن نشسته و پرندهای مرده را از لانهاش بیرون میکشد. آنها برای تعویض جا توقف میکنند؛ آن که اکنون روی سورتمه است، بافتنیهایش را بیرون میآورد. حوادث، سوءتفاهمها،…
«در انتظار گودو» روی یخ و برف، بدون کلام. در مقابل منظرهای بیروح و خشک زمستانی، شخصی نزدیک میشود: مردی است که سورتمهای کوچک را میکشد و مرد دیگری روی آن نشسته و پرندهای مرده را از لانهاش بیرون میکشد. آنها برای تعویض جا توقف میکنند؛ آن که اکنون روی سورتمه است، بافتنیهایش را بیرون میآورد. حوادث، سوءتفاهمها، اختلافات و یک دعوای تمامعیار در انتظار قهرمانان پوچ ما هستند...
جدید
جدید
جدید
جدید
جدید
جدید
جدید
جدید
جدید
جدید