آخرین عضو هر فیلم، تماشاگر است
ماهها برای ساخت یک فیلم زمان صرف میشود. فیلمنامه نوشته میشود، گروه شکل میگیرد، تصاویر ضبط میشوند و مراحل تدوین، صدا و اصلاح رنگ به پایان میرسند. اما تمام این مسیر برای رسیدن به یک نقطه طی شده است: لحظهای که مخاطب روبهروی پرده مینشیند.
تماشاگر از تصمیمهایی که پشت صحنه گرفته شده خبر ندارد. نمیداند یک سکانس چند بار تکرار شده، ساخت یک دکور چقدر زمان برده یا برای چند ثانیه موسیقی چه مراحلی طی شده است. او فقط نتیجه را میبیند و قرار است با همان نتیجه بخندد، مضطرب شود، غافلگیر شود یا چیزی را به خاطر بسپارد.
سالن سینما این تجربه را شکل متفاوتی میدهد. تاریکی محیط، تصویر بزرگ، صدایی که تمام فضا را دربرمیگیرد و حضور آدمهایی که همزمان یک داستان را دنبال میکنند، باعث میشود تماشای فیلم از یک فعالیت ساده به تجربهای مشترک تبدیل شود.
شاید به همین دلیل واکنش مخاطب یکی از مهمترین آزمونهای یک اثر باشد. فیلمی که در اتاقهای تولید بارها دیده شده، وقتی برای اولین بار مقابل تماشاگران قرار میگیرد زندگی دیگری پیدا میکند؛ سکوتها، خندهها و واکنشهای سالن نشان میدهند داستان واقعاً چه اثری گذاشته است.
کستیار با نزدیک کردن عوامل و متخصصان صنعت تصویر به پروژهها، در بخشی از مسیری قرار میگیرد که سرانجام باید به همین صندلیها برسد؛ جایی که حاصل کار یک تیم کامل برای اولین بار با مخاطب روبهرو میشود.
فیلم با آخرین مرحلهی تولید تمام نمیشود؛ وقتی تماشاگر روی صندلی مینشیند، تازه بخش دیگری از زندگی آن آغاز میشود.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود