ایدهها گم میشوند؛ مگر اینکه جایی برایشان بسازی
خیلی از ایدههای تصویری در لحظههای غیرمنتظره شکل میگیرند؛ هنگام قدم زدن در شهر، دیدن یک غروب، تماشای یک فیلم، ورق زدن کتاب یا حتی مشاهدهی ترکیب اتفاقی چند رنگ کنار یکدیگر. مشکل اینجاست که اگر این تصاویر فقط در ذهن باقی بمانند، بخش زیادی از آنها خیلی زود فراموش میشوند.
به همین دلیل بسیاری از فیلمسازان، عکاسان و طراحان حرفهای برای خودشان یک Visual Library یا آرشیو بصری شخصی میسازند؛ مجموعهای از عکسها، قابهای سینمایی، بافتها، رنگها، معماری، لباسها و جزئیاتی که ممکن است روزی در یک پروژه به کار بیایند.
این آرشیو با یک پوشهی پر از تصاویر زیبا تفاوت دارد. هدف فقط جمعآوری عکس نیست؛ مهم این است که بدانید چرا یک تصویر توجه شما را جلب کرده است. شاید نور آن را دوست داشته باشید، شاید ترکیب رنگ، حس فضا، نوع لباس یا حتی فاصلهی شخصیت از پسزمینه برایتان جالب باشد.
یادداشت کردن همین دلیلهای کوچک ارزش زیادی دارد. مثلاً بهجای ذخیره کردن یک عکس با عنوان «قشنگ»، میتوان نوشت: «نور عصر برای صحنهی آرام»، «بافت مناسب خانهی شخصیت اصلی» یا «ترکیب رنگ برای سکانس خاطره». در این حالت، تصویر از یک الهام مبهم به یک مرجع قابلاستفاده تبدیل میشود.
دستهبندی آرشیو نیز پیدا کردن رفرنس را آسانتر میکند. بعضیها تصاویرشان را بر اساس رنگ مرتب میکنند، بعضی بر اساس لوکیشن، شخصیت، نور، لباس یا حالوهوا. روش درست واحدی وجود ندارد؛ بهترین سیستم همان سیستمی است که هنگام شروع پروژه بتوانید سریع به آن برگردید.
این آرشیو هنگام ساخت مودبرد و ارائهی ایده به تیم اهمیت بیشتری پیدا میکند. گاهی توضیح دادن یک حس با چند پاراگراف دشوار است، اما دو یا سه تصویر مناسب میتوانند خیلی سریع نشان دهند کارگردان یا طراح چه فضایی در ذهن دارد.
البته رفرنس قرار نیست تبدیل به دستورالعملی برای کپی کردن شود. ارزش واقعی آن زمانی است که چند منبع متفاوت را بررسی کنیم، ویژگیهای موردنیازمان را از آنها جدا کنیم و در نهایت به نتیجهای برسیم که متعلق به پروژهی خودمان باشد.
جالبتر اینکه با گذشت زمان، آرشیو بصری میتواند چیزهایی دربارهی خود هنرمند هم آشکار کند. وقتی صدها تصویری را که طی چند سال ذخیره کردهاید کنار هم میبینید، احتمالاً الگوهایی پیدا میکنید؛ رنگها، فضاها و حسهایی که ناخودآگاه بارها به سمتشان برگشتهاید.
برای هنرمندان و متخصصان فعال در کستیار، داشتن چنین آرشیوی میتواند فرایند آمادهسازی پروژه و ساخت نمونهکار را هدفمندتر کند. ایدهی حرفهای همیشه از یک لحظهی ناگهانی الهام به وجود نمیآید؛ گاهی حاصل مجموعهای از مشاهدات کوچک است که مدتها ذخیره شدهاند و در زمان مناسب کنار یکدیگر قرار میگیرند.
الهام همیشه قابل پیشبینی نیست؛ اما میتوان جایی ساخت که وقتی از راه رسید، گم نشود.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود