مقالات محتوایی1405/06/09

بعضی از مهم‌ترین صحنه‌ها، در مکان‌هایی اتفاق می‌افتند که ماندنی نیستند ‌

خانه، محل کار یا اتاق شخصیت معمولاً بخشی ثابت از جهان داستان هستند؛ اما سینما پر از فضاهایی است که شخصیت فقط چند دقیقه در آن‌ها حضور دارد. واگن مترو، اتوبوس، تاکسی، آسانسور، راهروی هتل، فرودگاه یا سالن انتظار نمونه‌هایی از این مکان‌ها هستند.

۳ دقیقه

متن مقاله

بعضی از مهم‌ترین صحنه‌ها، در مکان‌هایی اتفاق می‌افتند که ماندنی نیستند ‌ خانه، محل کار یا اتاق شخصیت معمولاً بخشی ثابت از جهان داستان هستند؛ اما سینما پر از فضاهایی است که شخصیت فقط چند دقیقه در آن‌ها حضور دارد. واگن مترو، اتوبوس، تاکسی، آسانسور، راهروی هتل، فرودگاه یا سالن انتظار نمونه‌هایی از این مکان‌ها هستند. در طراحی روایت به چنین محیط‌هایی می‌توان به چشم فضاهای گذرا نگاه کرد؛ مکان‌هایی که شخصیت در آن‌ها مستقر نمی‌شود، بلکه از میانشان عبور می‌کند. همین ویژگی باعث می‌شود این فضاها ظرفیت روایی متفاوتی داشته باشند. یک واگن تقریباً خالی را تصور کنید. شخصیت می‌داند چند ایستگاه بعد باید پیاده شود. بنابراین صحنه از همان ابتدا یک محدودیت زمانی طبیعی دارد. اگر قرار باشد گفت‌وگویی شکل بگیرد، تصمیمی گرفته شود یا اتفاقی رخ دهد، فرصت نامحدودی برای آن وجود ندارد. فضاهای گذرا همچنین آدم‌هایی را کنار یکدیگر قرار می‌دهند که شاید در شرایط عادی هیچ ارتباطی با هم نداشتند. دو غریبه ممکن است چند دقیقه کنار هم بنشینند، گفت‌وگویی کوتاه داشته باشند و بعد برای همیشه از زندگی یکدیگر خارج شوند. همین موقتی بودن می‌تواند به یک برخورد ساده وزن احساسی بیشتری بدهد. محدودیت فیزیکی این مکان‌ها هم برای کارگردانی جذاب است. در یک تراموا یا آسانسور نمی‌توان شخصیت‌ها را هرجایی قرار داد. فاصله‌ی صندلی‌ها، درها، میله‌ها و مسیر حرکت افراد از قبل مشخص شده است. بنابراین میزانسن باید با معماری واقعی فضا کنار بیاید. حتی پنجره‌ی یک وسیله‌ی نقلیه می‌تواند دو جهان را هم‌زمان وارد صحنه کند. داخل، شخصیت و اتفاق اصلی را داریم؛ بیرون، شهری که دائماً تغییر می‌کند. بدون جابه‌جایی دوربین، پس‌زمینه مرتب عوض می‌شود و گذشت زمان و حرکت را به مخاطب یادآوری می‌کند. صدا نیز در این فضاها نقش مهمی دارد. صدای حرکت، ترمز، باز و بسته شدن درها، اعلام ایستگاه یا همهمه‌ی مسافران می‌تواند بخشی از ریتم صحنه باشد. حتی سکوت غیرعادی یک واگن که معمولاً شلوغ است، می‌تواند فوراً احساس متفاوتی ایجاد کند. از نظر داستانی، این مکان‌ها برای لحظات بین دو مرحله بسیار مناسب‌اند. شخصیتی که خانه را ترک کرده اما هنوز به مقصد نرسیده، برای مدتی در وضعیتی بین گذشته و آینده قرار دارد. گاهی همین فاصله بهترین زمان برای تردید، تغییر تصمیم یا روبه‌رو شدن با یک حقیقت است. برای نویسندگان، کارگردان‌ها، طراحان صحنه و دیگر متخصصان فعال در کستیار، توجه به این فضاها می‌تواند موقعیت‌های تازه‌ای برای روایت ایجاد کند. برای ساخت یک صحنه‌ی تأثیرگذار همیشه به لوکیشنی عظیم یا عجیب احتیاج نداریم؛ گاهی یک واگن، چند صندلی و فاصله‌ی کوتاه میان دو ایستگاه کافی است. بعضی مکان‌ها مقصد داستان نیستند؛ اما دقیقاً در همان فاصله‌ی کوتاهِ میان مبدأ و مقصد، شخصیت می‌تواند برای همیشه تغییر کند.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.