مقالات محتوایی1405/06/07

بعضی لوکیشن‌ها برای ماندن ساخته نشده‌اند ‌

ایستگاه قطار، فرودگاه، ترمینال و حتی یک سکوی مترو با بسیاری از لوکیشن‌های سینمایی تفاوت دارند. این مکان‌ها ذاتاً موقتی‌اند؛ آدم‌ها واردشان می‌شوند تا از جایی به جای دیگری بروند.

اشتراک‌گذاری ۲ دقیقه

متن مقاله

بعضی لوکیشن‌ها برای ماندن ساخته نشده‌اند ‌ ایستگاه قطار، فرودگاه، ترمینال و حتی یک سکوی مترو با بسیاری از لوکیشن‌های سینمایی تفاوت دارند. این مکان‌ها ذاتاً موقتی‌اند؛ آدم‌ها واردشان می‌شوند تا از جایی به جای دیگری بروند. همین ویژگی باعث می‌شود حتی قبل از شروع دیالوگ، مفهوم حرکت و تغییر وارد صحنه شود. در روایت سینمایی، لوکیشن فقط محلی نیست که بازیگران در آن قرار می‌گیرند. یک فضای درست می‌تواند اطلاعاتی درباره‌ی وضعیت شخصیت بدهد. دیدن شخصیتی با چمدان در کنار قطاری آماده‌ی حرکت، فوراً سؤال‌هایی ایجاد می‌کند: قرار است کجا برود؟ چه چیزی را پشت سر گذاشته؟ آیا این رفتن انتخاب خودش بوده؟ به چنین فضاهایی می‌توان به چشم فضاهای گذار یا Transitional Spaces نگاه کرد؛ مکان‌هایی میان نقطه‌ی آغاز و مقصد. شخصیت هنوز به جای تازه نرسیده، اما دیگر کاملاً متعلق به جای قبلی هم نیست. همین وضعیتِ «میان دو نقطه بودن» ظرفیت داستانی زیادی دارد. به همین دلیل ایستگاه‌ها در فیلم‌ها بارها میزبان لحظه‌های مهم شده‌اند؛ خداحافظی، بازگشت، تصمیم لحظه‌ی آخر، انتظار یا شروع یک مسیر تازه. حتی صدای حرکت قطار، اعلام زمان حرکت یا بسته شدن درها می‌تواند محدودیت زمانی ایجاد کند و تصمیم شخصیت را فوری‌تر نشان دهد. جزئیات محیط نیز به ساختن این احساس کمک می‌کنند. ساعت ایستگاه یادآور زمان است، ریل‌ها مسیر مشخصی را پیشنهاد می‌کنند و مسافران در حال حرکت حس جریان دائمی ایجاد می‌کنند. فیلم‌ساز می‌تواند بدون توضیح مستقیم، از همین عناصر برای کامل کردن موقعیت داستانی استفاده کند. نکته‌ی جذاب این است که حرکت همیشه لازم نیست اتفاق بیفتد. گاهی شخصیتی که در یک ایستگاه ایستاده و سوار قطار نمی‌شود، از شخصیتی که واقعاً سفر می‌کند داستان بیشتری برای تعریف دارد. در این حالت، خودِ لوکیشن تبدیل به تضادی میان امکان رفتن و تصمیم به ماندن می‌شود. انتخاب چنین فضایی باید با مرحله‌ای که شخصیت در داستان تجربه می‌کند هماهنگ باشد. اگر شخصیت در آستانه‌ی یک تصمیم بزرگ، پایان یک رابطه یا ورود به فصل تازه‌ای از زندگی قرار دارد، یک فضای گذار می‌تواند این تغییر درونی را به شکلی بصری بازتاب دهد. برای کارگردان‌ها، لوکیشن‌منیجرها و طراحان بصری فعال در کستیار، توجه به ظرفیت روایی مکان اهمیت زیادی دارد. پیدا کردن لوکیشن حرفه‌ای فقط به معنای پیدا کردن فضایی زیبا نیست؛ گاهی بهترین لوکیشن فضایی است که قبل از اولین دیالوگ، بخشی از داستان را برای مخاطب تعریف کند. بعضی مکان‌ها فقط محل وقوع داستان نیستند؛ خودشان به ما می‌گویند که چیزی قرار است تمام شود و چیز دیگری آغاز شود.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.