تیم حرفهای یعنی همه دقیقاً بدانند چه زمانی وارد عمل شوند
وقتی نتیجهی نهایی یک پروژه را میبینیم، معمولاً توجه ما به افراد شاخص آن جلب میشود؛ کارگردان، بازیگر، فیلمبردار یا طراح. اما پشت یک پروژهی حرفهای، مجموعهای از آدمها قرار دارند که باید در زمان درست کار خودشان را انجام دهند تا نتیجهی نهایی شکل بگیرد.
یک آشپزخانهی حرفهای مثال جالبی برای درک این موضوع است. ممکن است چند آشپز همزمان روی بخشهای مختلف یک بشقاب کار کنند. یکی مسئول غذای اصلی است، دیگری سس را آماده میکند و فرد دیگری تزئین نهایی را انجام میدهد. اگر فقط یکی از این مراحل دیر تمام شود، ممکن است کل سفارش با مشکل روبهرو شود.
پروژهی سینمایی نیز ساختاری مشابه دارد. نور باید قبل از شروع برداشت آماده باشد، صدا باید شرایط ضبط را بررسی کرده باشد، گریم و لباس باید تداوم صحنه را حفظ کنند و بازیگر باید در زمان مشخص مقابل دوربین حاضر شود. هر بخش به بخشهای دیگر وابسته است.
اینجاست که مفهوم Workflow یا جریان کار اهمیت پیدا میکند. تیم حرفهای فقط فهرستی از افراد متخصص نیست؛ سیستمی است که مشخص میکند هر کار در چه مرحلهای انجام شود، چه کسی مسئول آن باشد و نتیجهی آن چه زمانی باید در اختیار نفر بعدی قرار بگیرد.
یکی از مشکلات رایج زمانی ایجاد میشود که اعضای تیم فقط وظیفهی خودشان را بشناسند و از نیازهای دیگر بخشها اطلاعی نداشته باشند. شاید تصمیم کوچکی برای یک نفر ساده باشد، اما همان تصمیم چند دقیقه بعد کار بخش دیگری را دشوار کند. شناخت ارتباط میان واحدها جلوی بسیاری از این مشکلات را میگیرد.
ارتباط کوتاه و دقیق نیز بخش مهمی از این هماهنگی است. در محیطی که زمان محدود است، توضیحات مبهم میتوانند باعث دوبارهکاری شوند. اعضای حرفهای تیم یاد میگیرند اطلاعات لازم را واضح، سریع و در زمان مناسب منتقل کنند.
هماهنگی خوب حتی روی خلاقیت هم تأثیر میگذارد. وقتی اعضای گروه مطمئن باشند فرایند اجرایی تحت کنترل است، انرژی کمتری صرف حل آشفتگیهای قابلپیشگیری میشود و فرصت بیشتری برای تمرکز روی کیفیت کار باقی میماند.
البته هماهنگی به معنی حذف اتفاقات پیشبینینشده نیست. در هر پروژه ممکن است برنامه تغییر کند، وسیلهای خراب شود یا شرایط لوکیشن مطابق انتظار نباشد. تفاوت یک تیم باتجربه این است که هنگام بروز مشکل، افراد میدانند چه کسی باید تصمیم بگیرد و بقیه چگونه خودشان را با تغییر هماهنگ کنند.
برای متخصصان فعال در کستیار، توانایی کار تیمی میتواند به اندازهی مهارت تخصصی اهمیت داشته باشد. پروژهها معمولاً دوباره سراغ کسی میروند که علاوه بر انجام خوب وظیفهی خودش، قابلاعتماد باشد، ارتباط حرفهای داشته باشد و کار دیگر اعضای گروه را نیز آسانتر کند.
پروژهی حرفهای حاصل چند آدم ماهر نیست؛ حاصل چند آدم ماهر است که بلدند در یک ریتم مشترک کار کنند.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود