جهانهای جذاب از ترکیب چیزهای غیرمنتظره ساخته میشوند
وقتی قرار است برای یک فیلم جهان بصری طراحی شود، اولین انتخاب معمولاً رفتن به سمت یک هویت مشخص است؛ شهری کاملاً مدرن، روستایی سنتی، محیطی صنعتی یا فضایی طبیعی. اما بعضی از جذابترین جهانهای سینمایی زمانی شکل میگیرند که طراح عمداً دو ویژگی متفاوت را کنار یکدیگر قرار میدهد.
تصور کنید ساختمانی فوقمدرن با سازههای فلزی و شیشهای، اما در قلب آن آبشار، گیاهان انبوه و رطوبت یک جنگل استوایی وجود دارد. هیچکدام از این عناصر بهتنهایی عجیب نیستند؛ چیزی که تصویر را متفاوت میکند رابطهی غیرمنتظرهی میان آنهاست.
در طراحی بصری به این نوع برخورد میتوان از زاویهی Juxtaposition یا همنشینی متضاد نگاه کرد. دو عنصر با هویت متفاوت کنار هم قرار میگیرند و از مقایسهی آنها معنای تازهای شکل میگیرد. قدیمی در کنار جدید، طبیعی در کنار مصنوعی، ظریف در کنار خشن یا منظم در کنار بینظم، همگی میتوانند چنین تضادی بسازند.
اما یک نکتهی مهم وجود دارد: عجیب بودن بهتنهایی کافی نیست. اگر عناصر فقط برای متفاوت دیده شدن کنار هم قرار بگیرند، جهان فیلم ممکن است شبیه مجموعهای از ایدههای پراکنده شود. مخاطب باید احساس کند دلیلی برای این ترکیب وجود دارد.
اینجاست که «قوانین جهان» اهمیت پیدا میکنند. اگر طبیعت بخش اصلی یک ساختمان آیندهنگر است، باید بدانیم چرا. آیا جامعهی داستان پس از یک بحران زیستمحیطی تغییر کرده؟ آیا معماری آینده بهجای مقابله با طبیعت، خودش را با آن ترکیب کرده؟ همین پاسخهای پشتصحنه باعث میشوند طراحی حتی بدون توضیح مستقیم باورپذیر شود.
این تضاد میتواند به مضمون داستان نیز مرتبط باشد. برای مثال، ترکیب فناوری و طبیعت ممکن است دربارهی رابطهی انسان با محیطزیست حرف بزند. یک کاخ مجلل در منطقهای ویران میتواند اختلاف طبقاتی را نشان دهد و یک وسیلهی بسیار پیشرفته در خانهای قدیمی میتواند برخورد نسلها را برجسته کند.
طراح تولید همچنین باید میان دو جهان پل بصری ایجاد کند. رنگ، جنس متریال، نور و فرم میتوانند کمک کنند عناصر متفاوت متعلق به یک محیط احساس شوند. اگر این ارتباط وجود نداشته باشد، تصویر ممکن است بیشتر شبیه یک کلاژ تصادفی به نظر برسد.
لباس شخصیتها هم بخشی از همین منطق است. شخصیتی که وارد چنین محیطی میشود نباید الزاماً کاملاً با آن هماهنگ باشد. گاهی مقدار کنترلشدهای از تفاوت میان لباس و محیط، اطلاعاتی دربارهی جایگاه او میدهد: آیا به این جهان تعلق دارد یا برای اولین بار وارد آن شده است؟
برای طراحان تولید، طراحان لباس، کارگردانها و دیگر متخصصان فعال در کستیار، تمرین ساخت چنین ترکیبهایی میتواند راه خوبی برای توسعهی خلاقیت باشد. بهجای پرسیدن «چه فضای زیبایی بسازم؟» میتوان پرسید: چه دو چیزی معمولاً کنار هم دیده نمیشوند و اگر کنار هم قرار بگیرند، چه داستانی ایجاد میکنند؟
جهانسازی خلاقانه همیشه به اختراع چیزی کاملاً جدید نیاز ندارد؛ گاهی کافی است دو چیز آشنا را طوری کنار هم قرار دهید که مخاطب هرگز آنها را اینگونه ندیده باشد.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود