مقالات محتوایی1405/06/09

سینما همیشه به اتفاق احتیاج ندارد؛ گاهی باید منتظر بماند ‌

در بسیاری از داستان‌ها تصور می‌کنیم هر ثانیه باید اتفاق تازه‌ای رخ دهد؛ شخصیتی وارد شود، دیالوگی گفته شود، اطلاعاتی فاش شود یا داستان یک قدم جلو برود.

۳ دقیقه

متن مقاله

سینما همیشه به اتفاق احتیاج ندارد؛ گاهی باید منتظر بماند ‌ در بسیاری از داستان‌ها تصور می‌کنیم هر ثانیه باید اتفاق تازه‌ای رخ دهد؛ شخصیتی وارد شود، دیالوگی گفته شود، اطلاعاتی فاش شود یا داستان یک قدم جلو برود. اما بعضی از تأثیرگذارترین لحظات سینما دقیقاً زمانی شکل می‌گیرند که ظاهراً هیچ اتفاق مهمی نمی‌افتد. شخصیتی را تصور کنید که در یک خشکشویی نشسته و منتظر تمام شدن کار ماشین لباسشویی است. از نظر داستانی شاید فقط چند دقیقه انتظار باشد، اما برای فیلم‌ساز این فاصله می‌تواند فرصتی برای نشان دادن چیزی باشد که وسط اتفاقات سریع داستان دیده نمی‌شود. این لحظات را می‌توان نوعی زمان مرده یا Dead Time دانست؛ بخش‌هایی که حرکت آشکار روایت کند می‌شود. استفاده‌ی درست از آن‌ها به فیلم اجازه می‌دهد ریتمش دائماً در یک سطح باقی نماند و مخاطب فرصت کند اتفاقات قبلی را احساس و پردازش کند. نکته‌ی جالب این است که انتظار می‌تواند شخصیت را آشکار کند. دو نفر ممکن است بیست دقیقه منتظر یک اتفاق مشابه باشند، اما رفتارشان کاملاً متفاوت باشد. یکی بی‌قرار راه می‌رود، دیگری مدام ساعت را نگاه می‌کند و شخص دیگری آرام می‌نشیند و محیط را تماشا می‌کند. بدون توضیح مستقیم، رفتار در زمان انتظار بخشی از شخصیت‌پردازی می‌شود. صداهای محیط در چنین صحنه‌هایی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. چرخیدن ماشین لباسشویی، صدای دستگاه فروش، وزوز چراغ یا عبور خودروهای بیرون ممکن است در یک صحنه‌ی شلوغ تقریباً شنیده نشوند، اما در لحظه‌ای آرام می‌توانند ریتم خاص خودشان را بسازند. حتی اشیای تکرارشونده می‌توانند گذر زمان را نشان دهند. چرخش مداوم لباس‌ها پشت شیشه‌ی ماشین، تغییر نور بیرون یا خالی و پر شدن صندلی‌ها می‌تواند بدون نمایش ساعت به مخاطب بفهماند که زمان گذشته است. چنین مکث‌هایی برای ایجاد انتظار روایی هم کاربرد دارند. اگر مخاطب بداند قرار است کسی وارد شود، تلفنی زنگ بخورد یا خبری برسد، محیط آرام دیگر واقعاً آرام احساس نمی‌شود. هر صدای کوچک ممکن است نشانه‌ی شروع اتفاق باشد. فیلم‌ساز با انجام ندادن کاری خاص، تنش ایجاد می‌کند. البته سکون زمانی مؤثر است که دلیل داشته باشد. طولانی کردن یک صحنه صرفاً برای متفاوت بودن می‌تواند مخاطب را از داستان جدا کند. باید بدانیم این مکث چه چیزی به شخصیت، حس صحنه یا ریتم کلی فیلم اضافه می‌کند. برای نویسندگان، کارگردان‌ها و تدوینگران فعال در کستیار، کنترل چنین لحظاتی مهارت مهمی است. ریتم حرفه‌ای فقط به معنای سریع‌تر کردن فیلم نیست؛ گاهی باید تشخیص داد کجا یک کات کمتر، چند ثانیه سکوت بیشتر یا ماندن روی یک موقعیت ساده می‌تواند تأثیر عمیق‌تری ایجاد کند. گاهی داستان در اتفاقی که رخ می‌دهد نیست؛ در چند دقیقه‌ای است که شخصیت منتظر رخ دادن آن می‌ماند.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.