فاصلهی بین آدمها هم دیالوگ دارد
در سینما لازم نیست شخصیتها همیشه حرف بزنند تا رابطهی میانشان را بفهمیم. گاهی فقط کافی است ببینیم کجا ایستادهاند، چقدر از یکدیگر فاصله دارند و آیا این فاصله در طول صحنه تغییر میکند یا نه. چند متر فاصله میتواند اطلاعاتی بدهد که شاید چند خط دیالوگ قادر به انتقال آن نباشد.
فرض کنید دو شخصیت که زمانی رابطهی نزدیکی داشتهاند، بعد از مدتها یکدیگر را روی سکوی مترو میبینند. اگر کنار هم بنشینند، یک حس ایجاد میشود؛ اما اگر یکی روی صندلی باشد و دیگری چند متر دورتر بایستد، همان صحنه معنای کاملاً متفاوتی پیدا میکند.
این موضوع به مفهوم Proxemics مربوط میشود؛ یعنی بررسی نحوهی استفادهی انسانها از فاصله و فضای اطرافشان. کارگردان میتواند از همین فاصلهها برای نشان دادن صمیمیت، قدرت، بیاعتمادی، ترس یا تنش میان شخصیتها استفاده کند.
نزدیک شدن یک شخصیت همیشه به معنی صمیمیت نیست. اگر فردی بدون اجازه بیش از حد وارد فضای شخصی دیگری شود، همان نزدیکی میتواند تهدیدآمیز باشد. برعکس، فاصلهی زیاد نیز لزوماً نشانهی دشمنی نیست؛ گاهی دو شخصیت میخواهند به هم نزدیک شوند، اما شرایط یا تردید اجازه نمیدهد.
جذابترین بخش زمانی شکل میگیرد که فاصله در طول صحنه تغییر کند. شاید گفتوگو با دو شخصیت در دو سوی قاب آغاز شود و در پایان یکی آرام به دیگری نزدیک شود. حتی اگر هیچ جملهای دربارهی رابطهی آنها گفته نشود، این حرکت میتواند نشان دهد چیزی میانشان تغییر کرده است.
اشیای محیط هم میتوانند این فاصله را تقویت کنند. یک ردیف صندلی خالی، ستون، در، شیشه یا حتی خطی روی زمین میتواند میان دو نفر مرز بصری ایجاد کند. در این حالت طراحی لوکیشن مستقیماً وارد زبان رابطه میشود.
این تکنیک در صحنههای گروهی هم کاربرد دارد. کسی که همیشه کمی جدا از دیگران قرار میگیرد، ممکن است بدون هیچ توضیحی غریبه یا منزوی به نظر برسد. شخصیتی که مرکز گروه قرار میگیرد نیز میتواند ناخودآگاه مهمتر یا قدرتمندتر احساس شود.
بازیگر هم باید نسبت به این فاصلهها آگاه باشد. یک قدم جلو رفتن، عقب کشیدن بدن یا حتی انتخاب صندلی میتواند بخشی از بازی باشد. وقتی این حرکات با انگیزهی شخصیت هماهنگ باشند، میزانسن دیگر فقط تعیین محل ایستادن بازیگر نیست؛ تبدیل به ادامهی بازی او میشود.
برای کارگردانها و بازیگران فعال در کستیار، توجه به چنین جزئیاتی میتواند صحنههایی طبیعیتر و دقیقتر بسازد. پیش از اضافه کردن دیالوگ برای توضیح یک رابطه، شاید بهتر باشد ابتدا ببینیم آیا میتوان همان معنا را با جای شخصیتها در فضا منتقل کرد.
گاهی مهمترین بخش یک صحنه، خودِ دو شخصیت نیستند؛ فاصلهای است که هنوز میان آنها باقی مانده است.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود