لباس، دیالوگِ بیصدای شخصیت است
قبل از اینکه یک شخصیت دربارهی خودش چیزی بگوید، ظاهرش بخشی از داستان را برای مخاطب تعریف کرده است. لباس میتواند دربارهی موقعیت اجتماعی، شغل، سلیقه، شرایط زندگی و حتی حال روحی یک کاراکتر اطلاعات بدهد؛ بدون اینکه نیازی به یک خط دیالوگ باشد.
به همین دلیل، طراحی لباس در سینما فقط انتخاب چند لباس زیبا یا هماهنگ کردن رنگها نیست. طراح لباس باید شخصیت و جهان داستان را بشناسد و برای یک سؤال مهم پاسخ پیدا کند: این آدم چرا باید دقیقاً این لباس را بپوشد؟
گاهی حتی رنگ لباس بخشی از روایت میشود. یک رنگ متفاوت در میان فضایی خنثی میتواند نگاه مخاطب را به شخصیت مشخصی هدایت کند یا او را از محیط اطرافش جدا نشان دهد. در مقابل، هماهنگی رنگ لباس با صحنه میتواند احساس تعلق، آرامش یا حتی محو شدن شخصیت در محیط را ایجاد کند.
جنس و وضعیت لباس هم اطلاعات زیادی منتقل میکند. لباسی کاملاً مرتب و اتوکشیده با همان لباس در حالتی فرسوده و نامرتب، دو تصویر متفاوت از یک انسان میسازد. جزئیاتی مثل کفش، اکسسوری، نحوهی پوشیدن لباس و حتی تا زدن آستینها میتوانند به شخصیتپردازی کمک کنند.
طراحی لباس همچنین باید مسیر داستان را دنبال کند. اگر شخصیت در طول فیلم تغییر میکند، ظاهر او نیز میتواند آرامآرام این تحول را نشان دهد. این تغییر لزوماً نباید آنقدر واضح باشد که مخاطب فوراً متوجه آن شود؛ گاهی تفاوتهای کوچک اثر بیشتری دارند.
از طرف دیگر، لباس باید علاوه بر زیبایی و مفهوم، برای اجرا نیز مناسب باشد. بازیگر باید بتواند با آن حرکت کند و در شرایط مختلف فیلمبرداری راحت باشد. هماهنگی با نورپردازی، طراحی صحنه، گریم و فیلمبرداری نیز بخش مهم دیگری از این تخصص است.
در کستیار، طراحان لباس و دیگر متخصصان صنعت تصویر میتوانند تجربه و نمونهکارهایشان را معرفی کنند تا پروژهها راحتتر به افرادی برسند که نگاه و تخصصشان با دنیای اثر هماهنگ است.
در سینما، شخصیت فقط با رفتارش معرفی نمیشود؛ گاهی چیزی که پوشیده، بخشی از داستانی است که هرگز با صدای بلند گفته نمیشود.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود