هر چیزی که مهم است، لازم نیست داخل قاب باشد
وقتی دو شخصیت در یک صحنه حضور دارند، طبیعیترین انتخاب این است که صورت و واکنش هر دو را ببینیم. اما سینما همیشه به نمایش کامل احتیاج ندارد. گاهی محدود کردن اطلاعاتی که مخاطب دریافت میکند، صحنه را بسیار جذابتر میکند.
تصور کنید درِ آسانسور در حال بسته شدن است و ما فقط کفشها و بخشی از لباس دو نفر را میبینیم. چهرهها مشخص نیستند، حالت نگاهشان را نمیدانیم و حتی نمیتوانیم با اطمینان حدس بزنیم میان آنها چه اتفاقی افتاده است. با این حال، ذهن ما بلافاصله شروع به ساختن داستان میکند.
این همان قدرت فضای خارج از قاب یا Off-screen Space است. جهان یک فیلم به چهار ضلع تصویر محدود نمیشود. مخاطب میداند آدمها، اشیا و اتفاقاتی خارج از محدودهی دوربین وجود دارند و فیلمساز میتواند از همین آگاهی برای ایجاد کنجکاوی، انتظار یا تعلیق استفاده کند.
گاهی حذف اطلاعات حتی از نشان دادن آنها مؤثرتر است. اگر صورت دو شخصیت دیده شود، حالت چهرهی آنها ممکن است پاسخ بسیاری از سؤالها را بدهد؛ اما وقتی این اطلاعات حذف میشوند، فاصلهی میان دو نفر، جهت پاها، نوع لباس و حتی سکون آنها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
انتخاب ارتفاع دوربین نیز میتواند روایت را تغییر دهد. قاب کردن شخصیتها از زانو به پایین، توجه مخاطب را از چهره دور میکند و او را مجبور میکند نشانههای دیگری را بخواند. یک قدم به عقب، نزدیک شدن دو پا یا مکث قبل از بسته شدن در میتواند به اندازهی یک دیالوگ معنا داشته باشد.
این تکنیک در تدوین هم اهمیت پیدا میکند. فیلمساز میتواند اطلاعات را برای چند ثانیه پنهان کند و سپس با یک نمای تازه چیزی را آشکار کند که برداشت قبلی مخاطب را کاملاً تغییر دهد. در واقع سؤال اصلی فقط این نیست که «چه چیزی را نشان بدهیم؟»؛ بلکه چه زمانی آن را نشان بدهیم؟ نیز بخشی از روایت است.
البته حذف اطلاعات باید هدفمند باشد. اگر فیلم دائماً چیزهای مهم را بدون دلیل از مخاطب پنهان کند، نتیجه ممکن است مصنوعی یا گیجکننده شود. اما وقتی این انتخاب با داستان هماهنگ باشد، خارج از قاب میتواند به فضایی تبدیل شود که تخیل مخاطب در آن ادامهی صحنه را میسازد.
برای کارگردانها و فیلمبرداران فعال در کستیار، چنین قابهایی میتوانند نمونهی خوبی از توانایی روایت تصویری باشند. یک نمونهکار حرفهای فقط نشان نمیدهد فرد چقدر میتواند تصویر زیبایی بسازد؛ نشان میدهد آیا میداند چه چیزی را نشان ندهد.
قاب سینما مرز داستان نیست؛ گاهی جذابترین بخش داستان درست چند سانتیمتر بیرون از آن اتفاق میافتد.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود