هر چیزی که میتوانی نشان بدهی، لازم نیست در قاب باشد
وقتی صحبت از طراحی یک قاب سینمایی میشود، اولین وسوسه این است که تصویر را با جزئیات بیشتری جذاب کنیم؛ وسیلهی بیشتر، رنگ بیشتر، دکور بیشتر و عناصر بیشتر. اما یکی از مهارتهای مهم در طراحی تصویر، دقیقاً برعکس این است: تشخیص اینکه چه چیزهایی باید حذف شوند.
در طراحی بصری، سادگی به معنی خالی یا بیروح بودن نیست. یک فضای مینیمال میتواند با تعداد کمی عنصر، اطلاعات مشخص و کنترلشدهای به مخاطب بدهد. در چنین قابی هر شیء بیشتر دیده میشود، چون چیزی برای رقابت با آن وجود ندارد.
تصور کنید فضایی با دیوارهای روشن، یک استخر آبی، چند قطعه مبلمان ساده و یک منظرهی وسیع در مقابل دوربین داریم. اگر همین محیط را با دهها وسیلهی تزئینی پر کنیم، ممکن است نگاه مخاطب میان عناصر مختلف سرگردان شود. اما وقتی تعداد عناصر محدود است، تصویر فرصت پیدا میکند «نفس بکشد».
این موضوع به مفهوم Visual Hierarchy یا سلسلهمراتب بصری هم ارتباط دارد. فیلمساز باید مشخص کند مخاطب ابتدا چه چیزی را ببیند، بعد سراغ کدام بخش برود و چه عناصری فقط نقش مکمل داشته باشند. همهی اجزای قاب نباید با قدرت یکسان برای جلب توجه رقابت کنند.
انتخاب رنگها یکی از راههای ایجاد این نظم است. محدود کردن پالت رنگی به چند رنگ هماهنگ باعث میشود ورود یک رنگ متفاوت اهمیت بیشتری پیدا کند. اگر بیشتر صحنه از سفید، کرم و آبی تشکیل شده باشد، حضور یک شیء قرمز کوچک میتواند فوراً توجه مخاطب را به خودش جلب کند.
سادگی همچنین میتواند به معماری و شکلهای هندسی اجازه دهد نقش بیشتری در تصویر داشته باشند. خطوط یک ساختمان، مرز استخر یا افق دریا وقتی اطرافشان شلوغ نیست، واضحتر دیده میشوند و خودشان به بخشی از هویت بصری صحنه تبدیل میشوند.
البته مینیمالیسم برای هر داستانی مناسب نیست. خانهی شخصیتی آشفته، یک بازار شلوغ یا کارگاهی قدیمی ممکن است دقیقاً به جزئیات فراوان احتیاج داشته باشد. هدف این نیست که همهی صحنهها خلوت شوند؛ هدف این است که هیچ عنصری بدون دلیل وارد قاب نشود.
این نگاه در طراحی تولید اهمیت زیادی دارد. طراح حرفهای فقط کسی نیست که بتواند چیزهای زیادی به صحنه اضافه کند؛ باید بداند چه زمانی حذف کردن یک وسیله، تغییر یک رنگ یا سادهتر کردن پسزمینه باعث میشود ایدهی اصلی تصویر واضحتر شود.
برای طراحان صحنه، کارگردانها و فیلمبرداران فعال در کستیار، توانایی کنترل میزان اطلاعات بصری میتواند کیفیت نمونهکار را بالاتر ببرد. قاب حرفهای الزاماً قابی نیست که مخاطب در هر گوشهی آن چیزی برای کشف کردن داشته باشد؛ گاهی قدرت تصویر دقیقاً از انتخابهای محدود و حسابشده میآید.
طراحی خوب فقط هنرِ اضافه کردن نیست؛ هنرِ دانستن این است که چه چیزی را میتوان حذف کرد، بدون اینکه تصویر چیزی از دست بدهد.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود