مقالات محتوایی1405/06/13

وقتی جهانِ فیلم، قبل از شخصیت‌ها داستانش را تعریف می‌کند

گاهی یک فیلم پیش از آنکه حتی شخصیت اصلی را نشان دهد، می‌تواند ما را وارد داستان کند. یک واگن متروکه، صندلی‌های خالی، شن‌هایی که کف قطار را پوشانده‌اند و گیاهانی که میان سازه‌های فلزی رشد کرده‌اند، بدون هیچ دیالوگی این سؤال را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنند: اینجا چه اتفاقی افتاده است؟

۳ دقیقه

متن مقاله

وقتی جهانِ فیلم، قبل از شخصیت‌ها داستانش را تعریف می‌کند ‌ گاهی یک فیلم پیش از آنکه حتی شخصیت اصلی را نشان دهد، می‌تواند ما را وارد داستان کند. یک واگن متروکه، صندلی‌های خالی، شن‌هایی که کف قطار را پوشانده‌اند و گیاهانی که میان سازه‌های فلزی رشد کرده‌اند، بدون هیچ دیالوگی این سؤال را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنند: اینجا چه اتفاقی افتاده است؟ این همان قدرت Worldbuilding یا جهان‌سازی در سینماست. جهان‌سازی یعنی خلق محیطی که فقط پس‌زمینه‌ی اتفاقات نباشد، بلکه احساس کنیم گذشته، قوانین و هویت مخصوص خودش را دارد. جهان‌سازی بیشتر با فیلم‌های علمی‌تخیلی و فانتزی شناخته می‌شود، اما تقریباً در هر داستانی وجود دارد. حتی یک فیلم واقع‌گرایانه باید به مخاطب نشان دهد شخصیت‌ها در چه محیط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زندگی می‌کنند. یکی از مؤثرترین روش‌های جهان‌سازی، روایت محیطی یا Environmental Storytelling است. در این روش، به‌جای توضیح مستقیم اتفاقات، نشانه‌هایی در محیط قرار می‌گیرند تا مخاطب خودش بخشی از داستان را کشف کند. برای مثال، مقدار شن داخل یک واگن می‌تواند نشان دهد مدت زیادی از متروکه شدن آن گذشته است. گیاهانی که در فضای داخلی رشد کرده‌اند، گذر زمان را نشان می‌دهند و فرسودگی سطوح می‌تواند سرنخ دیگری درباره‌ی گذشته‌ی این مکان باشد. نکته‌ی جذاب اینجاست که لازم نیست فیلم پاسخ تمام سؤال‌ها را فوراً بدهد. وقتی مخاطب فقط بخشی از اطلاعات را دریافت می‌کند، ذهنش شروع به کامل کردن داستان می‌کند. همین کنجکاوی می‌تواند باعث شود ارتباط بیشتری با جهان فیلم برقرار کند. جزئیات کوچک در این نوع روایت اهمیت زیادی دارند. یک خانه‌ی متروکه که وسایلش مرتب جمع شده‌اند، داستان متفاوتی از خانه‌ای دارد که غذا هنوز روی میز آن باقی مانده است. در حالت دوم، ممکن است احساس کنیم ساکنان مجبور شده‌اند ناگهانی آنجا را ترک کنند. برای ساخت چنین فضایی، طراحی صحنه، لباس، گریم، نور، صدا و جلوه‌های ویژه باید از منطق مشترکی پیروی کنند. اگر محیط سال‌ها متروکه به نظر برسد اما وسایل یا لباس‌ها کاملاً نو باشند، باورپذیری جهان کاهش پیدا می‌کند. صدا نیز نقش مهمی در جهان‌سازی دارد. صدای باد میان پنجره‌ها، برخورد شن با فلز یا تکان خوردن یک دستگیره می‌تواند فضای خالی یک واگن را بسیار واقعی‌تر کند؛ حتی پیش از آنکه هیچ شخصیتی وارد صحنه شود. یکی از بهترین سؤال‌ها هنگام طراحی یک جهان این است: «چرا؟» چرا این قطار اینجا متوقف شده؟ چرا شن وارد آن شده؟ چرا بعضی قسمت‌ها سالم مانده‌اند؟ چرا گیاهان در این نقطه رشد کرده‌اند؟ لازم نیست مخاطب جواب همه‌ی این سؤال‌ها را بداند، اما بهتر است سازندگان برای آن‌ها منطق مشخصی داشته باشند. همین منطق پنهان باعث می‌شود جزئیات مختلف تصویر تصادفی به نظر نرسند. برای نویسندگان، کارگردان‌ها، طراحان صحنه و دیگر متخصصان فعال در کستیار، جهان‌سازی می‌تواند یکی از جذاب‌ترین راه‌ها برای خلق آثار متمایز باشد. یک نمونه‌کار خوب فقط توانایی ساخت تصویری زیبا را نشان نمی‌دهد؛ بلکه نشان می‌دهد سازنده می‌تواند برای آن تصویر گذشته، هویت و داستان طراحی کند. جهان‌سازی خوب از جایی شروع می‌شود که حتی یک فضای خالی هم احساس کند قبل از ورود شخصیت‌ها، داستانی در آن اتفاق افتاده است.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.