مقالات محتوایی1405/06/09

وقتی حرکت، ریتمِ تصویر را می‌سازد ‌

ریتم در سینما فقط در تدوین شکل نمی‌گیرد. حتی پیش از آنکه یک صحنه به اتاق تدوین برسد، حرکت بازیگران، سرعت جابه‌جایی آن‌ها و زمان‌بندی ورود و خروجشان می‌تواند ضرب‌آهنگ مشخصی برای تصویر ایجاد کند.

۳ دقیقه

متن مقاله

وقتی حرکت، ریتمِ تصویر را می‌سازد ‌ ریتم در سینما فقط در تدوین شکل نمی‌گیرد. حتی پیش از آنکه یک صحنه به اتاق تدوین برسد، حرکت بازیگران، سرعت جابه‌جایی آن‌ها و زمان‌بندی ورود و خروجشان می‌تواند ضرب‌آهنگ مشخصی برای تصویر ایجاد کند. این موضوع در صحنه‌هایی که چند نفر هم‌زمان حرکت می‌کنند واضح‌تر دیده می‌شود. رقص، صحنه‌های جمعیت، اجراهای نمایشی و حتی یک خیابان شلوغ، همگی نیازمند طراحی حرکت هستند. اگر هر فرد بدون ارتباط با دیگران حرکت کند، قاب خیلی زود آشفته می‌شود؛ اما وقتی حرکت‌ها هماهنگ باشند، چشم مخاطب می‌تواند جریان تصویر را دنبال کند. در چنین صحنه‌هایی مفهوم Visual Rhythm یا ریتم بصری اهمیت پیدا می‌کند. تکرار یک حرکت، تغییر جهت ناگهانی، توقف هم‌زمان چند نفر یا حرکت متوالی افراد می‌تواند چیزی شبیه ضرب و مکث در موسیقی ایجاد کند؛ با این تفاوت که این بار مخاطب ریتم را با چشم تجربه می‌کند. پارچه، لباس و عناصر متحرک صحنه هم می‌توانند این ریتم را تقویت کنند. وقتی پارچه‌ای همراه بدن حرکت می‌کند، مسیر حرکت برای مدت بیشتری در تصویر باقی می‌ماند. در نتیجه مخاطب فقط موقعیت فعلی بدن را نمی‌بیند؛ می‌تواند ردِ حرکت آن را نیز احساس کند. رنگ ابزار دیگری برای سازمان‌دهی حرکت است. اگر چند اجراگر رنگ‌های متفاوت داشته باشند، کارگردان می‌تواند توجه مخاطب را میان آن‌ها جابه‌جا کند. شاید ابتدا حرکت قرمز توجه را بگیرد و چند لحظه بعد آبی یا زرد وارد بخش اصلی قاب شود. به این ترتیب رنگ نیز وارد طراحی ریتم می‌شود. اما هماهنگی به معنی یکسان بودن همه‌ی حرکت‌ها نیست. گاهی جذاب‌ترین لحظه زمانی ایجاد می‌شود که چهار نفر در یک جهت حرکت می‌کنند و نفر پنجم ناگهان متوقف می‌شود. همین شکستن الگو باعث می‌شود چشم فوراً او را پیدا کند. تفاوت زمانی معنا پیدا می‌کند که ابتدا الگویی برای شکستن وجود داشته باشد. حرکت دوربین هم باید با این طراحی هماهنگ شود. دوربین می‌تواند همراه گروه حرکت کند و انرژی آن‌ها را افزایش دهد، ثابت بماند تا الگوی حرکت واضح‌تر دیده شود یا برخلاف جهت اجراگران حرکت کند و تنش بیشتری بسازد. انتخاب هرکدام حس متفاوتی به صحنه می‌دهد. تمرین در چنین سکانس‌هایی اهمیت زیادی دارد. اجراگران باید نه‌تنها حرکت خودشان، بلکه زمان و جایگاه دیگران را نیز بشناسند. این هماهنگی باعث می‌شود حرکت پیچیده در تصویر طبیعی و آزاد به نظر برسد، حتی اگر پشت آن ساعت‌ها طراحی و تمرین وجود داشته باشد. برای کارگردان‌ها، طراحان حرکت، بازیگران و دیگر هنرمندان فعال در کستیار، توانایی کار با حرکت گروهی می‌تواند بخش متفاوتی از نمونه‌کار باشد. این مهارت نشان می‌دهد هنرمند فقط یک لحظه‌ی زیبا نمی‌سازد، بلکه می‌تواند زمان، بدن، فضا و رنگ را در یک اجرای واحد سازمان‌دهی کند. گاهی یک صحنه قبل از اینکه موسیقی داشته باشد، با حرکت آدم‌های داخل قاب شروع به ضرب گرفتن می‌کند.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.