مقالات محتوایی1405/06/09

وقتی همه‌چیز تکرار می‌شود، تفاوت بیشتر دیده می‌شود ‌

چشم انسان عاشق پیدا کردن الگوهاست. وقتی چند شکل، رنگ یا عنصر مشابه کنار هم قرار می‌گیرند، ذهن خیلی سریع میان آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند و یک نظم بصری می‌سازد.

۳ دقیقه

متن مقاله

وقتی همه‌چیز تکرار می‌شود، تفاوت بیشتر دیده می‌شود ‌ چشم انسان عاشق پیدا کردن الگوهاست. وقتی چند شکل، رنگ یا عنصر مشابه کنار هم قرار می‌گیرند، ذهن خیلی سریع میان آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند و یک نظم بصری می‌سازد. فیلم‌سازها می‌توانند از همین ویژگی ساده برای هدایت توجه مخاطب استفاده کنند. در یک چرخ‌وفلک، اسب‌ها، میله‌ها، چراغ‌ها و تزئینات بارها تکرار می‌شوند. همین تکرار باعث می‌شود محیط هویت مشخصی پیدا کند. اما نکته‌ی جذاب زمانی اتفاق می‌افتد که در میان این همه شباهت، یک عنصر متفاوت ظاهر شود؛ مثلاً شخصیتی ساکن میان اجزایی که همگی در حال حرکت‌اند. این تکنیک را می‌توان نوعی Pattern and Pattern Break یا «الگو و شکستن الگو» دانست. ابتدا تصویر یک قانون برای چشم ایجاد می‌کند و بعد با شکستن همان قانون، توجه را به نقطه‌ای مشخص می‌کشاند. هرچه الگو واضح‌تر باشد، تفاوت کوچک هم قدرتمندتر دیده می‌شود. این مفهوم فقط به اشیا محدود نیست. کارگردان می‌تواند گروهی از شخصیت‌ها را با لباس‌های مشابه نشان دهد و تنها یک نفر رنگ متفاوتی داشته باشد. یا همه در یک جهت حرکت کنند و یک شخصیت برخلاف جریان بایستد. بدون نیاز به نمای نزدیک، مخاطب معمولاً همان فرد متفاوت را پیدا می‌کند. حرکت هم می‌تواند الگو بسازد. تصور کنید چرخ‌وفلکی با سرعت ثابت می‌چرخد، چراغ‌ها مرتب از مقابل دوربین عبور می‌کنند و موسیقی ریتم مشخصی دارد. اگر ناگهان دستگاه متوقف شود، تغییر بسیار محسوس خواهد بود؛ چون مخاطب پیش از آن به ریتم تکرارشونده عادت کرده است. این تکنیک در روایت نیز کاربرد دارد. فیلم می‌تواند یک رفتار، مکان یا اتفاق را چند بار تکرار کند تا مخاطب با آن آشنا شود. وقتی همان موقعیت در دفعه‌ی بعد کمی متفاوت اتفاق می‌افتد، ذهن مخاطب بلافاصله متوجه می‌شود که چیزی تغییر کرده است. نکته‌ی مهم این است که تکرار باید هدفمند باشد. تکرار بدون تغییر ممکن است تصویر یا روایت را یکنواخت کند؛ اما تکراری که برای آماده کردن یک تغییر استفاده شود، انتظار ایجاد می‌کند. فیلم‌ساز ابتدا به مخاطب یاد می‌دهد چه چیزی «عادی» است و بعد می‌تواند با تغییر همان عادت، معنا بسازد. طراح صحنه، طراح لباس و فیلم‌بردار نیز می‌توانند در ساخت این الگو نقش داشته باشند. شکل‌های مشابه، فاصله‌های منظم، پالت رنگی کنترل‌شده یا منابع نوری تکرارشونده همگی می‌توانند بستری ایجاد کنند تا عنصر متفاوت برجسته‌تر شود. برای کارگردان‌ها، طراحان و فیلم‌برداران فعال در کستیار، شناخت چنین ابزارهایی کمک می‌کند توجه مخاطب فقط با دیالوگ یا کات هدایت نشود. گاهی کافی است ابتدا یک نظم بصری بسازید و بعد فقط یک قطعه را از آن نظم خارج کنید. چشم همیشه تفاوت را پیدا می‌کند؛ به‌خصوص وقتی قبل از آن یاد گرفته باشد همه‌چیز باید شبیه هم باشد.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.