مقالات محتوایی1405/06/07

وقتی یک ایده، به تصویر تبدیل می‌شود

سینما می‌تواند یک مفهوم پیچیده را بدون توضیح طولانی به مخاطب منتقل کند. گاهی یک شیء ساده، یک رنگ یا حتی یک فضای غیرواقعی کافی است تا درباره‌ی انتخاب، ترس، آزادی یا تغییر صحبت کنیم؛ بدون اینکه شخصیت مجبور باشد احساساتش را مستقیماً توضیح دهد.

اشتراک‌گذاری ۲ دقیقه

متن مقاله

وقتی یک ایده، به تصویر تبدیل می‌شود ‌ سینما می‌تواند یک مفهوم پیچیده را بدون توضیح طولانی به مخاطب منتقل کند. گاهی یک شیء ساده، یک رنگ یا حتی یک فضای غیرواقعی کافی است تا درباره‌ی انتخاب، ترس، آزادی یا تغییر صحبت کنیم؛ بدون اینکه شخصیت مجبور باشد احساساتش را مستقیماً توضیح دهد. اینجاست که استعاره‌ی بصری یا Visual Metaphor وارد زبان سینما می‌شود. در این شیوه، چیزی که روی پرده می‌بینیم فقط معنای ظاهری خودش را ندارد. یک در می‌تواند صرفاً یک در باشد، اما در موقعیت مناسب می‌تواند نمادی از فرصت، تصمیم، ورود به مرحله‌ای تازه یا حتی مسیری باشد که دیگر امکان بازگشت از آن وجود ندارد. تصور کنید شخصیتی مقابل چندین در با رنگ‌ها و شکل‌های متفاوت قرار گرفته است. بدون شنیدن حتی یک جمله، احتمالاً متوجه می‌شویم که او با انتخاب‌های مختلفی روبه‌روست. فیلم‌ساز در واقع یک مفهوم ذهنی و نامرئی ــ «انتخاب کردن» ــ را به چیزی تبدیل کرده که مخاطب می‌تواند آن را ببیند. قدرت استعاره‌ی بصری در این است که مخاطب را وارد فرایند کشف معنا می‌کند. اگر فیلم همه‌چیز را توضیح دهد، جایی برای تفسیر باقی نمی‌ماند؛ اما وقتی معنا درون تصویر پنهان شده باشد، مخاطب باید خودش ارتباط میان عناصر را پیدا کند. رنگ نیز می‌تواند بخشی از این زبان باشد. اگر هر مسیر یا در با رنگ متفاوتی نمایش داده شود، رنگ‌ها می‌توانند شخصیت و احساس متفاوتی پیدا کنند. یک انتخاب ممکن است آرام و امن به نظر برسد و انتخاب دیگری ناشناخته، هیجان‌انگیز یا حتی خطرناک احساس شود. البته استعاره زمانی تأثیرگذار است که با داستان ارتباط داشته باشد. قرار دادن عناصر عجیب در تصویر فقط برای متفاوت شدن، الزاماً معنایی ایجاد نمی‌کند. فیلم‌ساز باید بداند چرا آن عنصر وجود دارد و چه ارتباطی با تجربه‌ی شخصیت یا مضمون اصلی داستان پیدا می‌کند. گاهی استعاره حتی در طول فیلم تغییر معنا می‌دهد. ممکن است یک شیء در ابتدای داستان نشانه‌ی امید باشد، اما بعد از اتفاقی مهم همان شیء احساس کاملاً متفاوتی ایجاد کند. این تغییر باعث می‌شود زبان بصری فیلم همراه با شخصیت‌ها رشد کند. برای کارگردان‌ها، نویسندگان، طراحان صحنه و هنرمندان فعال در کستیار، توانایی تبدیل مفاهیم انتزاعی به تصاویر قابل‌فهم مهارت ارزشمندی است. نمونه‌کاری که فقط زیبا نباشد و پشت انتخاب‌های بصری آن فکر وجود داشته باشد، بهتر می‌تواند نگاه خلاق سازنده را نشان دهد. سینما زمانی جادویی‌تر می‌شود که به‌جای گفتن «شخصیت باید انتخاب کند»، فقط چند در مقابل او قرار دهد و اجازه بدهد تصویر بقیه‌ی حرف را بزند.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.