مقالات محتوایی1405/06/13

وقتی یک ثانیه، چند برابر طولانی‌تر می‌شود ‌

بعضی اتفاق‌ها آن‌قدر سریع رخ می‌دهند که چشم ما فقط نتیجه‌ی آن‌ها را می‌بیند. پاشیدن قطرات آب، شکستن یک لیوان، بلند شدن آرد در هوا، حرکت پارچه در باد یا پخش شدن ذرات خاک شاید در واقعیت کمتر از یک ثانیه طول بکشند؛ اما سینما می‌تواند همین لحظه‌ی کوتاه را به تصویری طولانی و پرجزئیات تبدیل کند.

۴ دقیقه

متن مقاله

وقتی یک ثانیه، چند برابر طولانی‌تر می‌شود ‌ بعضی اتفاق‌ها آن‌قدر سریع رخ می‌دهند که چشم ما فقط نتیجه‌ی آن‌ها را می‌بیند. پاشیدن قطرات آب، شکستن یک لیوان، بلند شدن آرد در هوا، حرکت پارچه در باد یا پخش شدن ذرات خاک شاید در واقعیت کمتر از یک ثانیه طول بکشند؛ اما سینما می‌تواند همین لحظه‌ی کوتاه را به تصویری طولانی و پرجزئیات تبدیل کند. اینجاست که Slow Motion یا حرکت آهسته وارد ماجرا می‌شود. برخلاف تصور ساده‌ای که گاهی درباره‌ی آن وجود دارد، اسلوموشن فقط «کند کردن ویدئو» در مرحله‌ی تدوین نیست. برای رسیدن به یک حرکت آهسته‌ی روان و حرفه‌ای، معمولاً باید تصویر از ابتدا با تعداد فریم بیشتری ثبت شود. فیلم‌های سینمایی اغلب با سرعتی نزدیک به ۲۴ فریم در ثانیه نمایش داده می‌شوند. حالا اگر دوربین یک اتفاق را با ۱۲۰ فریم در ثانیه ثبت کند و همان تصاویر با سرعت ۲۴ فریم نمایش داده شوند، یک ثانیه‌ی واقعی می‌تواند حدود پنج ثانیه روی پرده ادامه پیدا کند. این کار جزئیاتی را آشکار می‌کند که در سرعت طبیعی تقریباً دیده نمی‌شوند. مثلاً هنگام پخش شدن آرد در هوا، در حالت عادی فقط ابری سفید می‌بینیم؛ اما در حرکت آهسته می‌توان شکل گرفتن ابر، جدا شدن ذرات و تغییر مسیر آن‌ها در جریان هوا را مشاهده کرد. به همین دلیل اسلوموشن در تبلیغات، موزیک‌ویدئوها، فیلم‌های ورزشی و سینمای داستانی کاربرد زیادی دارد. حرکت مایع داخل یک لیوان، افتادن موها، برخورد لباس با باد یا حتی یک تغییر کوچک در حالت صورت می‌تواند در سرعت آهسته جلوه‌ای کاملاً متفاوت پیدا کند. اما هرچه تعداد فریم‌ها بیشتر شود، نور اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دوربین برای ثبت تعداد زیادی فریم در هر ثانیه فرصت کمتری برای دریافت نور در هر فریم دارد. بنابراین فیلم‌برداری High Frame Rate معمولاً به نور کافی و تنظیم دقیق نوردهی نیاز دارد. سرعت شاتر نیز روی ظاهر حرکت اثر می‌گذارد. شاتر بسیار سریع می‌تواند ذرات آرد یا قطرات آب را کاملاً واضح و منجمد ثبت کند، در حالی که شاتر کندتر مقداری Motion Blur ایجاد می‌کند. هیچ‌کدام الزاماً بهتر نیستند؛ انتخاب به حسی بستگی دارد که فیلم‌ساز از تصویر می‌خواهد. موضوع دیگری که کمتر به آن توجه می‌شود حرکت خودِ بازیگر یا سوژه است. وقتی قرار است تصویر چند برابر آهسته شود، کوچک‌ترین حرکت‌ها برجسته‌تر می‌شوند. یک چرخش ساده‌ی دست یا حرکت لباس ممکن است در نسخه‌ی نهایی چند ثانیه ادامه داشته باشد؛ بنابراین طراحی حرکت اهمیت زیادی پیدا می‌کند. اسلوموشن همچنین می‌تواند برداشت ما از یک اتفاق را تغییر دهد. اتفاقی کاملاً معمولی مثل ریختن آرد روی میز، اگر در زمان واقعی دیده شود شاید اهمیت خاصی نداشته باشد؛ اما وقتی زمان کشیده می‌شود، بافت، نور و حرکت ذرات تبدیل به عناصر اصلی تصویر می‌شوند. با این حال استفاده‌ی زیاد از حرکت آهسته می‌تواند تأثیرش را از بین ببرد. اگر همه‌چیز اسلوموشن باشد، دیگر هیچ لحظه‌ای ویژه احساس نمی‌شود. قدرت این تکنیک زمانی بیشتر است که فیلم‌ساز بداند کدام لحظه واقعاً ارزش کش دادن زمان را دارد. حتی در بازیگری نیز حرکت آهسته می‌تواند ابزار روایی باشد. گاهی یک واکنش چنددهم‌ثانیه‌ای آن‌قدر اهمیت دارد که کارگردان می‌خواهد مخاطب فرصت بیشتری برای دیدنش داشته باشد. در چنین حالتی اسلوموشن فقط جلوه‌ی بصری نیست؛ تبدیل به بخشی از روایت می‌شود. برای فیلم‌برداران، کارگردان‌ها و سازندگان محتوای فعال در کستیار، تجربه با نرخ‌های فریم مختلف می‌تواند تمرین بسیار خوبی باشد. یک حرکت ساده را با ۲۴، ۶۰ و ۱۲۰ فریم ثبت کنید و ببینید چگونه فقط با تغییر نحوه‌ی ثبت زمان، شخصیت تصویر عوض می‌شود. در نهایت، یکی از جذاب‌ترین قدرت‌های دوربین این است که مجبور نیست زمان را همان‌طور که ما تجربه می‌کنیم ثبت کند. می‌تواند لحظه‌ای کوتاه را طولانی کند و جزئیاتی را جلوی چشم ما بگذارد که در زندگی واقعی حتی متوجه حضورشان نمی‌شویم. گاهی سینما چیزی تازه خلق نمی‌کند؛ فقط زمان را آن‌قدر آهسته می‌کند تا بتوانیم چیزی را ببینیم که همیشه جلوی چشممان بوده است.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.