چیزی که در قاب نیست، گاهی بهاندازهی چیزی که هست اهمیت دارد
وقتی به یک قاب سینمایی نگاه میکنیم، معمولاً اولین چیزی که میبینیم سوژه است؛ بازیگر، ساختمان، شیء یا هر عنصری که قرار است توجه ما را جلب کند. اما بخش دیگری از تصویر وجود دارد که شاید کمتر دربارهاش حرف بزنیم: فضاهای خالی اطراف سوژه.
در طراحی بصری به این بخشها معمولاً Negative Space یا فضای منفی گفته میشود. فضای منفی الزاماً یک پسزمینهی سفید یا دیوار خالی نیست؛ میتواند آسمان، سطح سادهی یک دیوار، تاریکی، زمین خالی یا هر ناحیهای باشد که جزئیات کمی دارد و اجازه میدهد عناصر اصلی بهتر دیده شوند.
فرض کنید یک شخصیت کوچک مقابل دیواری بسیار بزرگ قرار گرفته است. بخش زیادی از قاب خالی به نظر میرسد، اما همین خالی بودن میتواند شخصیت را تنها، آسیبپذیر یا حتی گمشده نشان دهد. اگر همان شخصیت تمام قاب را پُر کند، احساس تصویر کاملاً تغییر خواهد کرد.
فضای منفی یکی از ابزارهای مهم برای هدایت چشم مخاطب هم هست. وقتی اطراف یک عنصر شلوغ نباشد، چشم تقریباً بدون تلاش به سمت آن میرود. به همین دلیل گاهی حذف چند عنصر از صحنه بسیار مؤثرتر از اضافه کردن یک نور یا رنگ تازه است.
این فضا همچنین میتواند حس انتظار ایجاد کند. تصور کنید شخصیت در سمت چپ قاب قرار گرفته و بخش بزرگی از سمت راست خالی مانده است. مخاطب ناخودآگاه ممکن است منتظر ورود فرد یا اتفاقی از همان سمت باشد. فیلمساز میتواند از این انتظار استفاده کند؛ حتی اگر در نهایت هیچکس وارد قاب نشود.
در معماری و طراحی صحنه نیز فضای خالی اهمیت زیادی دارد. یک دیوار ساده، راهروی وسیع یا سطح یکدست میتواند فرصتی برای ساختن ترکیببندی باشد. لازم نیست هر گوشهی دکور با وسیله، تابلو یا جزئیات تزئینی پُر شود. گاهی خالی گذاشتن بخشی از صحنه خودش یک تصمیم طراحی است.
رنگ میتواند قدرت این فضا را بیشتر کند. سطح وسیعی با یک رنگ مشخص، مثل دیوار صورتی همین تصویر، فقط پسزمینه نیست؛ خودش تبدیل به یک جرم بصری بزرگ میشود. بعد یک درخت کوچک، سایه یا حفرهی دایرهای میتواند در مقابل آن اهمیت بسیار بیشتری پیدا کند.
البته استفاده از فضای منفی به معنی مینیمال بودن همهی فیلم نیست. حتی در یک محیط شلوغ هم میتوان برای چند ثانیه اطراف یک شخصیت فضای بیشتری ایجاد کرد. مهم این است که میزان شلوغی و خلوتی قاب با احساس و هدف همان لحظه هماهنگ باشد.
این تکنیک در طراحی پوستر و تصاویر تبلیغاتی نیز بسیار کاربردی است. فضای خالی میتواند جایی برای عنوان، لوگو یا اطلاعات پروژه ایجاد کند، بدون اینکه متن مجبور شود روی مهمترین بخش تصویر قرار بگیرد. به همین دلیل فکر کردن به فضای منفی از همان مرحلهی عکاسی یا طراحی میتواند نتیجهی نهایی را حرفهایتر کند.
برای فیلمبردارها، کارگردانها، طراحان صحنه و دیگر متخصصان فعال در کستیار، تمرین دیدن فضای خالی مهارت ارزشمندی است. هنگام ساخت یک قاب فقط نپرسید «چه چیزی باید اینجا قرار بدهم؟»؛ گاهی سؤال مهمتر این است که «کدام قسمت بهتر است خالی بماند؟»
قاب حرفهای فقط با چیزهایی که داخلش قرار میدهیم ساخته نمیشود؛ با چیزهایی که آگاهانه تصمیم میگیریم واردش نکنیم هم ساخته میشود.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود