مقالات محتوایی1405/06/10

گاهی تصویر اصلی، همان چیزی نیست که مستقیم می‌بینیم

دوربین همیشه مجبور نیست سوژه را مستقیم نشان دهد. گاهی یک انعکاس روی آب، شیشه، فلز یا آینه می‌تواند همان اطلاعات را منتقل کند، اما با حسی کاملاً متفاوت.

۳ دقیقه

متن مقاله

گاهی تصویر اصلی، همان چیزی نیست که مستقیم می‌بینیم ‌ دوربین همیشه مجبور نیست سوژه را مستقیم نشان دهد. گاهی یک انعکاس روی آب، شیشه، فلز یا آینه می‌تواند همان اطلاعات را منتقل کند، اما با حسی کاملاً متفاوت. این انتخاب ساده می‌تواند یک نمای معمولی را به تصویری چندلایه و داستانی تبدیل کند. انعکاس در سینما فقط یک جلوه‌ی زیبا نیست. وقتی شخصیت یا محیط را از طریق سطح دیگری می‌بینیم، میان مخاطب و سوژه یک واسطه ایجاد می‌شود. همین فاصله می‌تواند حس جدایی، ابهام، دوگانگی یا حتی عدم اطمینان ایجاد کند. یک خیابان خیس مثال خوبی است. بعد از باران، آسفالت دیگر فقط زمین نیست؛ تبدیل به سطحی می‌شود که چراغ‌ها، تابلوها و حرکت شهر را دوباره بازسازی می‌کند. در نتیجه بخش پایین قاب که معمولاً اهمیت زیادی ندارد، می‌تواند به یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های تصویر تبدیل شود. این تکنیک به فیلم‌بردار اجازه می‌دهد اطلاعاتی خارج از زاویه‌ی مستقیم دوربین وارد قاب کند. شاید دوربین رو به یک شخصیت باشد، اما در شیشه‌ی کنار او فرد دیگری دیده شود. یا شاید چیزی پشت دوربین قرار داشته باشد که فقط از طریق انعکاس قابل مشاهده است. انعکاس همچنین می‌تواند برای آشکار کردن اطلاعات به‌صورت تدریجی استفاده شود. مخاطب ابتدا فقط یک شکل مبهم می‌بیند و چند لحظه بعد متوجه می‌شود آن شکل، انعکاس شخص یا اتفاق مهمی در پشت صحنه است. در این حالت خودِ کشف کردن بخشی از تجربه‌ی تماشای صحنه می‌شود. البته کنترل انعکاس همیشه ساده نیست. زاویه‌ی دوربین، ارتفاع آن، محل منبع نور و جنس سطح تعیین می‌کنند چه چیزی دیده شود. چند سانتی‌متر جابه‌جایی ممکن است انعکاسی را کاملاً از بین ببرد یا عنصر ناخواسته‌ای را وارد تصویر کند. برای همین فیلم‌بردار باید فقط به خود سوژه نگاه نکند؛ باید ببیند سطوح اطراف سوژه چه چیزی را بازتاب می‌دهند. شیشه‌ی یک خودرو، کف صیقلی ساختمان، ویترین فروشگاه، صفحه‌ی خاموش تلفن یا حتی یک قاشق فلزی می‌تواند تبدیل به بخشی از ترکیب‌بندی شود. انعکاس می‌تواند ترکیب‌بندی را نیز عمداً مختل کند. تصویر ممکن است وارونه، کشیده، شکسته یا موج‌دار دیده شود. این اعوجاج گاهی برای صحنه‌ای که شخصیت دچار سردرگمی یا تغییر ذهنی شده، بسیار مناسب‌تر از یک تصویر کاملاً واضح است. یکی از جذاب‌ترین امکانات این تکنیک، بازی با مرز واقعیت و بازتاب است. فیلم‌ساز می‌تواند چند لحظه اجازه دهد مخاطب نداند چیزی که می‌بیند واقعی است یا انعکاس؛ سپس با حرکت دوربین یا ورود شخصیت، ساختار واقعی فضا را آشکار کند. برای فیلم‌برداران و کارگردان‌های فعال در کستیار، تمرین دیدن انعکاس‌ها می‌تواند راه خوبی برای پیدا کردن قاب‌های غیرمنتظره باشد. لازم نیست همیشه تجهیزات یا لوکیشن پیچیده‌ای داشته باشیم؛ گاهی کافی است قبل از ثبت تصویر، به زمین، شیشه‌ها و سطوح اطرافمان هم نگاه کنیم. فیلم‌بردار فقط چیزی را که مقابل دوربین قرار دارد نمی‌بیند؛ گاهی بهترین قاب، در بازتاب همان چیزی پنهان شده که پشت سر اوست.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.