در یک پروژه تصویری، تقریباً همهچیز از قبل برنامهریزی میشود.
فیلمنامه نوشته شده، میزانسن مشخص است، نورها تنظیم شدهاند و هرکس میداند در لحظه بعد چه اتفاقی باید بیفتد.
اما هنر همیشه طبق برنامه پیش نمیرود.
گاهی یک اشتباه، همان صحنهای را میسازد که هیچکس ننوشته بود.
ممکن است بازیگری دیالوگ را متفاوت بیان کند، حرکت دوربین دقیقاً مطابق طراحی پیش نرود یا اتفاقی کاملاً پیشبینینشده وارد صحنه شود.
اولین واکنش شاید این باشد: «کات، دوباره میگیریم.»
اما گاهی وقتی تصویر را دوباره نگاه میکنیم، متوجه میشویم همان اتفاق ناخواسته چیزی به صحنه اضافه کرده که در هیچ نسخهای از فیلمنامه وجود نداشته است؛ یک احساس واقعی، یک واکنش طبیعی یا لحظهای که دیگر نمیتوان آن را دقیقاً تکرار کرد.
خلاقیت فقط توانایی اجرای یک برنامه نیست؛ گاهی توانایی تشخیص ارزش چیزی است که اصلاً در برنامه نبوده.
این موضوع درباره آدمها هم صدق میکند.
گاهی فردی با نگاه متفاوت وارد یک پروژه میشود و پیشنهادی میدهد که مسیر اولیه را تغییر میدهد. شاید آن پیشنهاد چیزی نباشد که تیم در ابتدا به دنبالش بوده، اما نتیجهاش همان چیزی شود که پروژه به آن نیاز داشته است.
کستیار میتواند زمینه شکلگیری چنین برخوردهایی را فراهم کند؛ جایی برای پیدا کردن آدمهای تازه، تخصصهای متفاوت و همکاریهایی که ممکن است نتیجهشان دقیقاً مطابق تصور اولیه نباشد، اما دری تازه به روی پروژه باز کنند.
چون در دنیای خلاقیت، همیشه بهترین لحظهها آنهایی نیستند که مو به مو برنامهریزی شدهاند.
گاهی باید اجازه بدهیم اتفاقهای غیرمنتظره هم سهمی در نوشتن داستان داشته باشند.
کستیار؛ جایی برای آدمها و ایدههایی که میتوانند داستان را از نو تعریف کنند.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود