بعضی ایدهها از همان لحظهی اول واضحاند.
اما خیلی از آنها اینطور نیستند.
گاهی فقط یک شخصیت در ذهن داری، یک صحنه را تصور کردهای، چند خط نوشتهای یا حسی داری که هنوز نمیدانی چطور باید آن را به یک داستان تبدیل کنی.
شاید جواب در همان ذهنی که ایده را ساخته نباشد.
گاهی یک ایده، تازه وقتی شنیده میشود میفهمد قرار است چه داستانی باشد.
وقتی دربارهی یک ایده حرف میزنیم، اتفاق جالبی میافتد. آدمهای دیگر چیزهایی در آن میبینند که شاید خودمان ندیده باشیم.
یک سؤال ساده میتواند مسیر روایت را تغییر دهد. یک پیشنهاد میتواند شخصیت تازهای بسازد. تجربهی متفاوت یک همکار ممکن است مشکلی را حل کند که مدتها برایش پاسخی پیدا نشده بود.
و ناگهان همان فکر کوچک، شروع به تغییر میکند.
در صنعت تصویر، این اتفاق اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چون فیلم و آثار تصویری ذاتاً حاصل کنار هم قرار گرفتن مهارتها و نگاههای مختلفاند.
نویسنده داستان را از یک زاویه میبیند، کارگردان از زاویهای دیگر. بازیگر برداشت خودش را به شخصیت اضافه میکند و فیلمبردار، طراح، تدوینگر و دیگر اعضای تیم هرکدام بخشی از جهان اثر را شکل میدهند.
در نتیجه، یک ایده لزوماً همان چیزی باقی نمیماند که در ذهن اولین نفر بوده است.
گفتوگو میتواند آن را بزرگتر کند. همکاری میتواند به آن جهت بدهد. و نگاههای تازه میتوانند بخشهایی از داستان را آشکار کنند که هنوز دیده نشدهاند.
کستیار تلاش میکند فضایی برای شکلگیری چنین ارتباطهایی ایجاد کند؛ جایی که صاحبان ایده، پروژهها و متخصصان صنعت تصویر بتوانند یکدیگر را پیدا کنند، دربارهی امکانهای تازه حرف بزنند و همکاریهای جدیدی را آغاز کنند.
چون شاید یک ایده هنوز ناقص نباشد؛
شاید فقط هنوز به گوش آدمهایی که میتوانند کاملش کنند، نرسیده باشد.
کستیار؛ جایی که ایدهها شنیده میشوند، رشد میکنند و به داستان تبدیل میشوند.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود