گریم خوب، نباید خودش را لو بدهد
وقتی صحبت از گریم در سینما میشود، ممکن است اولین چیزی که به ذهن برسد تغییرات چشمگیر چهره باشد؛ پیرتر کردن بازیگر، ساخت زخم یا تبدیل کامل ظاهر یک شخصیت. اما بخش بزرگی از گریم حرفهای بسیار ظریفتر از چیزی است که مخاطب تصور میکند.
گاهی موفقترین گریم همان گریمی است که اصلاً متوجه آن نمیشویم.
طراح گریم قرار نیست همیشه چهرهای متفاوت بسازد. در بسیاری از پروژهها هدف این است که ظاهر بازیگر آنقدر طبیعی با شخصیت هماهنگ شود که مخاطب بدون فکر کردن دربارهی گریم، او را بهعنوان همان کاراکتر بپذیرد.
برای رسیدن به این نتیجه، جزئیات اهمیت زیادی دارند. میزان خستگی صورت، بافت پوست، فرم ابروها، مدل مو، آثار آفتاب، یک زخم قدیمی یا حتی تفاوت بسیار جزئی در رنگ چهره میتواند بخشی از زندگی شخصیت را روایت کند.
گریم همچنین باید با داستان تغییر کند. شخصیتی که ابتدای فیلم زندگی آرامی دارد ممکن است در ادامهی داستان روزهای سختی را پشت سر بگذارد. ظاهر او نیز باید این مسیر را همراهی کند؛ نه با تغییراتی ناگهانی و غیرواقعی، بلکه مرحلهبهمرحله و هماهنگ با اتفاقات قصه.
یکی از بخشهای تخصصی این کار، حفظ تداوم است. ممکن است صحنههایی که در داستان تنها چند دقیقه با یکدیگر فاصله دارند، در واقعیت در روزهای متفاوت فیلمبرداری شوند. طراح و تیم گریم باید بتوانند جزئیات ظاهر شخصیت را با دقت بازسازی کنند تا هنگام تدوین، تغییر ناخواستهای دیده نشود.
همکاری با بخشهای دیگر نیز ضروری است. نورپردازی، طراحی لباس، رنگ صحنه و نوع تصویربرداری میتوانند ظاهر گریم را تغییر دهند. به همین دلیل نتیجهی خوب زمانی شکل میگیرد که گریم بخشی از طراحی کلی شخصیت باشد، نه عنصری جدا از آن.
در کستیار، متخصصان گریم در کنار دیگر حرفهایهای صنعت تصویر میتوانند مهارت و تجربهی خود را معرفی کنند و پروژهها نیز برای پیدا کردن افراد متناسب با نیاز تولید، مسیر مشخصتری داشته باشند.
اگر مخاطب شخصیت را باور کند، بدون اینکه به گریم او فکر کند، احتمالاً گریم کارش را درست انجام داده است.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده.
برای ثبت دیدگاه وارد شوید. ورود