مقالات محتوایی1405/06/13

یک شخصیت چگونه وارد صحنه شود تا فراموش نشود؟ ‌

اولین حضور یک شخصیت در فیلم فقط لحظه‌ای نیست که او را برای اولین بار می‌بینیم؛ این لحظه در واقع اولین قرارداد میان شخصیت و مخاطب است. گاهی تنها چند ثانیه فرصت داریم تا کنجکاوی ایجاد کنیم و به تماشاگر بفهمانیم این آدم ارزش دنبال کردن دارد.

۳ دقیقه

متن مقاله

یک شخصیت چگونه وارد صحنه شود تا فراموش نشود؟ ‌ اولین حضور یک شخصیت در فیلم فقط لحظه‌ای نیست که او را برای اولین بار می‌بینیم؛ این لحظه در واقع اولین قرارداد میان شخصیت و مخاطب است. گاهی تنها چند ثانیه فرصت داریم تا کنجکاوی ایجاد کنیم و به تماشاگر بفهمانیم این آدم ارزش دنبال کردن دارد. یکی از اشتباه‌های رایج این است که شخصیت با توضیح معرفی شود. مثلاً شخصیت دیگری درباره‌ی گذشته، شغل یا خصوصیات او صحبت کند. اما سینما زمانی جذاب‌تر می‌شود که مخاطب این اطلاعات را از رفتار و انتخاب‌های خود شخصیت کشف کند. فرض کنید شخصیت برای اولین بار وارد اتاقی شلوغ می‌شود. اینکه ابتدا به چه کسی نگاه می‌کند، کجا می‌ایستد، با چه کسی سلام می‌کند یا چه چیزی توجهش را جلب می‌کند، می‌تواند بدون یک خط توضیح اطلاعات زیادی درباره‌ی او بدهد. به همین دلیل، اولین عمل شخصیت اهمیت زیادی دارد. کسی که هنگام ورود به صحنه به فرد دیگری کمک می‌کند، تصویری متفاوت از شخصیتی می‌سازد که بی‌تفاوت از کنار همان موقعیت عبور می‌کند. رفتار، خیلی سریع‌تر از توضیح می‌تواند شخصیت را تعریف کند. اما معرفی خوب الزاماً نباید پرهیجان باشد. یک شخصیت می‌تواند در سکوت وارد داستان شود و همچنان حضور قدرتمندی داشته باشد. نکته این است که در اولین برخورد، چیزی مشخص و قابل‌توجه درباره‌ی او ببینیم. محیط معرفی نیز اهمیت دارد. دیدن یک شخصیت در محل کار، خانه، خیابان یا فضایی که خودش انتخاب کرده، اطلاعات متفاوتی به ما می‌دهد. حتی وسایلی که اطراف او قرار دارند می‌توانند بخشی از داستانش را تعریف کنند. برای مثال، یک فضای کاری پر از عکس‌ها، کتاب‌ها، یادداشت‌ها و ایده‌های نیمه‌تمام می‌تواند پیش از حضور صاحب آن، تصویری از ذهن او بسازد. در چنین شرایطی محیط حتی قبل از ورود شخصیت شروع به معرفی او کرده است. فیلم‌برداری نیز می‌تواند اولین برداشت ما را تغییر دهد. معرفی شخصیت با یک نمای باز ممکن است ابتدا جایگاه او را در محیط نشان دهد، در حالی که یک نمای نزدیک می‌تواند توجه را مستقیماً به حالت چهره یا واکنش او ببرد. حتی گاهی فیلم‌ساز عمداً معرفی کامل شخصیت را به تأخیر می‌اندازد. ابتدا صدایش را می‌شنویم، دست‌هایش را می‌بینیم یا واکنش دیگران به حضور او را مشاهده می‌کنیم و بعد چهره‌اش آشکار می‌شود. این تأخیر می‌تواند حس انتظار و کنجکاوی ایجاد کند. نویسنده نیز باید از خودش بپرسد: اولین چیزی که می‌خواهم مخاطب درباره‌ی این شخصیت احساس کند چیست؟ نه اینکه چه اطلاعاتی درباره‌ی او بداند. کنجکاوی، اعتماد، ترس، همدلی یا حتی سوءظن می‌تواند نقطه‌ی شروع رابطه‌ی مخاطب با شخصیت باشد. بازیگر هم در این لحظه نقش مهمی دارد. اولین حرکت، سرعت راه رفتن، طرز نشستن، نگاه کردن به محیط و نحوه‌ی واکنش به دیگران می‌تواند بخشی از معرفی شخصیت باشد. لازم نیست تمام ویژگی‌های او در همان صحنه آشکار شوند؛ کافی است نشانه‌ای درست انتخاب شود. برای نویسندگان، بازیگران و کارگردان‌های فعال در کستیار، طراحی اولین حضور شخصیت تمرین بسیار خوبی است. شخصیت موردنظر را انتخاب کنید و تلاش کنید او را در یک صحنه‌ی کوتاه، بدون معرفی مستقیم و توضیح گذشته‌اش، به مخاطب بشناسانید. معرفی خوب قرار نیست همه‌چیز را درباره‌ی شخصیت لو بدهد. برعکس، باید به‌اندازه‌ای اطلاعات بدهد که او را بفهمیم و به‌اندازه‌ای سؤال باقی بگذارد که بخواهیم بیشتر درباره‌اش بدانیم. شخصیت ماندگار از اولین حضورش همه‌چیز را تعریف نمی‌کند؛ فقط کاری می‌کند که بخواهیم صحنه‌ی بعدی او را ببینیم.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.