مقالات محتوایی1405/06/13

یک شیء ساده چطور می‌تواند بخشی از داستان را تعریف کند؟

گاهی در یک فیلم، قبل از اینکه شخصیت چیزی بگوید، وسایل اطرافش شروع به حرف زدن می‌کنند. کتابی که کنار تخت مانده، لیوان ترک‌خورده‌ای که هنوز استفاده می‌شود، عکس قدیمی روی قفسه یا گلدانی که مدت‌هاست خشک شده؛ همه‌ی این‌ها می‌توانند اطلاعاتی درباره‌ی صاحب آن فضا به مخاطب بدهند.

۴ دقیقه

متن مقاله

یک شیء ساده چطور می‌تواند بخشی از داستان را تعریف کند؟ ‌ گاهی در یک فیلم، قبل از اینکه شخصیت چیزی بگوید، وسایل اطرافش شروع به حرف زدن می‌کنند. کتابی که کنار تخت مانده، لیوان ترک‌خورده‌ای که هنوز استفاده می‌شود، عکس قدیمی روی قفسه یا گلدانی که مدت‌هاست خشک شده؛ همه‌ی این‌ها می‌توانند اطلاعاتی درباره‌ی صاحب آن فضا به مخاطب بدهند. در سینما به بسیاری از اشیایی که در صحنه حضور دارند و با فضای داستان یا عملکرد بازیگران ارتباط دارند، Prop یا اکسسوار صحنه گفته می‌شود. اما انتخاب یک پراپ حرفه‌ای فقط به این معنا نیست که چیزی متناسب با زیبایی صحنه پیدا کنیم. گاهی یک شیء کوچک می‌تواند بخشی از شخصیت‌پردازی یا حتی روایت فیلم را بر عهده بگیرد. فرض کنید قرار است اتاق دو شخصیت مختلف را طراحی کنیم. هر دو اتاق می‌توانند میز، کتاب و چراغ داشته باشند؛ اما نوع کتاب‌ها، میزان مرتب بودن وسایل، وضعیت فرسودگی آن‌ها و حتی محل قرار گرفتنشان باعث می‌شود هر فضا داستان متفاوتی تعریف کند. به همین دلیل طراح صحنه پیش از انتخاب اشیا باید بداند چه کسی در این فضا زندگی می‌کند. شغل شخصیت چیست؟ چند سال دارد؟ چه چیزهایی برایش ارزشمند است؟ وضعیت اقتصادی او چگونه است؟ مرتب است یا بی‌نظم؟ چه چیزهایی را نگه می‌دارد و چه چیزهایی را دور می‌اندازد؟ پراپ‌ها می‌توانند گذشته‌ی شخصیت را هم وارد تصویر کنند. شاید یک مدال قدیمی، بلیت یک کنسرت یا دوربینی که دیگر استفاده نمی‌شود فقط چند ثانیه در قاب دیده شود؛ اما اگر درست انتخاب شده باشد، احساس می‌کنیم زندگی شخصیت قبل از شروع فیلم هم وجود داشته است. بعضی اشیا حتی تبدیل به Motif یا عنصر تکرارشونده می‌شوند. وسیله‌ای در ابتدای فیلم ممکن است کاملاً عادی به نظر برسد، اما با تکرار آن در لحظات مختلف، معنای تازه‌ای پیدا کند. در پایان داستان همان شیء می‌تواند برای مخاطب یادآور یک رابطه، خاطره یا تصمیم مهم باشد. جای قرار گرفتن اشیا نیز اهمیت دارد. یک وسیله‌ی مهم اگر کاملاً در مرکز قاب و زیر نور قرار بگیرد، ممکن است بیش از حد توجه جلب کند و مخاطب فوراً متوجه اهمیتش شود. گاهی بهتر است آن شیء ابتدا طبیعی و تقریباً نامحسوس وارد تصویر شود تا معنای آن بعداً آشکار شود. اینجاست که همکاری طراح صحنه، فیلم‌بردار و کارگردان اهمیت پیدا می‌کند. رنگ و جنس یک شیء ممکن است در واقعیت بسیار زیبا باشد، اما زیر نور یا در کنار رنگ لباس بازیگر نتیجه‌ی متفاوتی ایجاد کند. بنابراین پراپ باید نه فقط به‌تنهایی، بلکه داخل قاب نهایی بررسی شود. جزئیات فیزیکی نیز داستان می‌سازند. یک کتاب کاملاً نو با همان کتابی که گوشه‌هایش ساییده و صفحاتش پر از علامت است، دو مفهوم متفاوت منتقل می‌کند. در نمونه‌ی دوم مخاطب احساس می‌کند شخصیت واقعاً بارها از آن استفاده کرده است. این موضوع برای آثار تاریخی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. یک وسیله‌ی اشتباه می‌تواند باورپذیری کل صحنه را خراب کند. شکل بسته‌بندی محصولات، مدل تلفن، جنس ظروف، طراحی نوشته‌ها و حتی پیچیدگی وسایل روزمره باید با دوره‌ی زمانی داستان هماهنگ باشند. در مقابل، در آثار فانتزی یا علمی‌تخیلی ممکن است لازم باشد پراپی ساخته شود که اصلاً در جهان واقعی وجود ندارد. در این حالت طراح باید چیزی خلق کند که تازه باشد اما همچنان قابل‌باور به نظر برسد؛ انگار واقعاً بخشی از زندگی روزمره‌ی شخصیت‌های آن جهان است. برای طراحان صحنه، عکاسان، کارگردان‌ها و متخصصان هنری فعال در کستیار، توجه به این جزئیات می‌تواند کیفیت نمونه‌کار را به شکل محسوسی بالا ببرد. یک قاب حرفه‌ای فقط با تجهیزات گران‌قیمت ساخته نمی‌شود؛ گاهی چند انتخاب دقیق در اشیای صحنه باعث می‌شود تصویر صاحب هویت شود. دفعه‌ی بعد که یک صحنه‌ی خوب در فیلمی دیدید، برای چند لحظه بازیگر را نادیده بگیرید و فقط به وسایل اطرافش نگاه کنید. احتمالاً متوجه خواهید شد بخشی از داستانی که احساس کرده‌اید، بدون یک کلمه دیالوگ توسط همان اشیای ظاهراً ساده تعریف شده است. در یک صحنه‌ی خوب، هیچ شیئی فقط برای پُر کردن قاب آنجا نیست؛ هر وسیله می‌تواند تکه‌ای کوچک از داستان باشد.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.