مقالات محتوایی1405/06/07

یک لوکیشن خوب، قبل از ورود شخصیت داستان دارد

گاهی وارد یک فضای سینمایی می‌شویم و پیش از اینکه شخصیت اصلی ظاهر شود، چیزهایی درباره‌ی آن مکان می‌فهمیم. کتاب‌های قدیمی، گیاهانی که از قفسه‌ها پایین آمده‌اند، وسایلی که سال‌ها در گوشه‌ای مانده‌اند یا حتی میزان بی‌نظمی یک اتاق می‌توانند اطلاعاتی درباره‌ی گذشته و آدم‌های آن فضا به ما بدهند.

اشتراک‌گذاری ۲ دقیقه

متن مقاله

یک لوکیشن خوب، قبل از ورود شخصیت داستان دارد ‌ گاهی وارد یک فضای سینمایی می‌شویم و پیش از اینکه شخصیت اصلی ظاهر شود، چیزهایی درباره‌ی آن مکان می‌فهمیم. کتاب‌های قدیمی، گیاهانی که از قفسه‌ها پایین آمده‌اند، وسایلی که سال‌ها در گوشه‌ای مانده‌اند یا حتی میزان بی‌نظمی یک اتاق می‌توانند اطلاعاتی درباره‌ی گذشته و آدم‌های آن فضا به ما بدهند. به این شیوه می‌توان Environmental Storytelling یا داستان‌گویی از طریق محیط گفت. در این روش، فیلم‌ساز بخشی از اطلاعات داستان را به‌جای دیالوگ یا توضیح مستقیم، در خودِ فضای صحنه قرار می‌دهد تا مخاطب آن‌ها را کشف کند. تصور کنید یک کتاب‌فروشی قدیمی را می‌بینیم که قفسه‌هایش تا سقف پر شده‌اند، گیاهان میان کتاب‌ها رشد کرده‌اند و اشیای قدیمی در گوشه‌وکنار آن دیده می‌شوند. حتی بدون حضور صاحب مغازه، احتمالاً تصویری از شخصیت او در ذهنمان شکل می‌گیرد. محیط به شکلی غیرمستقیم صاحب خودش را معرفی کرده است. جزئیات کوچک در این نوع روایت اهمیت زیادی دارند. یک عکس خانوادگی قدیمی، فنجانی که نیمه‌کاره رها شده، کتابی که روی زمین افتاده یا صندلی‌ای که همیشه در یک نقطه قرار دارد، می‌تواند نشانه‌ای از اتفاقی باشد که قبلاً در آن فضا رخ داده است. اما نکته‌ی مهم این است که جزئیات باید انتخاب شوند، نه اینکه فقط زیاد باشند. پر کردن صحنه با تعداد زیادی وسیله لزوماً آن را داستانی نمی‌کند. هر عنصر بهتر است دلیلی برای حضور داشته باشد و با شخصیت‌ها، زمان، موقعیت اجتماعی یا گذشته‌ی مکان ارتباط پیدا کند. اینجاست که همکاری کارگردان، طراح صحنه و دکوراتور اهمیت پیدا می‌کند. آن‌ها باید مشخص کنند این مکان چه زمانی ساخته شده، چه کسانی در آن زندگی یا کار کرده‌اند و در طول سال‌ها چه تغییراتی داشته است. پاسخ همین سؤال‌ها تعیین می‌کند چه چیزی باید وارد قاب شود. حتی میزان فرسودگی وسایل می‌تواند داستان تعریف کند. یک میز کاملاً نو با میزی که گوشه‌های آن ساییده شده، حس یکسانی ندارد. خط‌وخش‌ها، گردوغبار، رنگ‌رفتگی و آثار استفاده کمک می‌کنند فضا به‌جای یک دکور تازه‌ساخته‌شده، زندگی‌شده و باورپذیر احساس شود. این مهارت برای طراحان صحنه، دکوراتورها، کارگردان‌ها و دیگر متخصصان فعال در کستیار اهمیت زیادی دارد. نمونه‌کاری که نشان دهد سازنده می‌تواند با انتخاب و چیدمان جزئیات برای یک محیط گذشته و هویت بسازد، چیزی فراتر از توانایی ایجاد یک فضای زیبا را نمایش می‌دهد. دکور خوب فقط جایی برای وقوع داستان نمی‌سازد؛ کاری می‌کند احساس کنیم داستان مدت‌ها قبل از ورود دوربین به آنجا آغاز شده است.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید.